گزارش گمان شكن
سرزمین ایران همواره مهد آرا و عقاید و مذاهب گوناگون بوده است. از مراجعه به تاریخ قبل ازاسلام ایران می بینیم كه علاوه بر دیانت رسمی و دولتی مملكت، همیشه فرقه ها و مذهب هایی وجود داشته كه به نسبت معكوس قوّت و اقتدار كیش رسمی قوی یا ضعیف می شده است. درزمان ساسانیان علاوه بر دین رسمی یعنی زرتشتی در داخل ایران یك عده ادیان و مذاهب دیگرمانند زروانی، مهرپرستی، یهودی، عیسوی، مانوی، مزدگی، سوفسطایی، بودایی و غیره دركشمكش بوده است پس از فتح ایران به دست اعراب همین كه ایرانیان به خود آمدند در برابر دین اسلام عكس العمل شدیدی نشان دادند و به وسایل گوناگون خواسه به وسیله تجدید ادیان و مذاهب پیشین به دین فاتحین خود تاخت آوردند از تراجم احوال سركشان زمان خلافت و همچنین بسیاری از شعرا و ادبا و سركندگان صدر اسلام (ابن مقفع،بابك،افشین،مازیار،برمكیان و غیره ) چنین برمی آید كه این مخالفت نهایت شدت را داشته است. لكن برای مطالعه دقیق در این آرا و عقاید ومقایسه آنها با تعالیم قبل از اسلام اسناد معتبری در دست نیست زیرا این قسمت از تاریخ بسیارتاریك می باشد و اسناد و كتبی كه در این زمینه وجود داشته به عمد از میان برده شده است. درزمان خلفای عباسی مخصوصاً در دوره خلافت مأمون به واسته تسامح و آزادی فكر او در مسایل دینی چنانچه از تواریخ رسمی و دولتی بر می آید ادیان و مذاهب و فرقه هایی كه در خفا در ایران وجود داشت از سر نو جان گرفته بود نمایندگان این عقاید آرا مذهبی خود را در حضور مأمون مورد مباحسه و مناظره قرار می دادند در این دوره كتب و رسالات متعددی نیز از طرف علمای زرتشتی تألیف شده كه عده ای از آن ها هنوز باقی است لكن از میان صد ها كتاب كه نام آن ها به طور اتفاق در تواریخ آمده و یا به عربی ترجمه شده فقط عده بسیار معدودی كه تقریباً همه مربوط به دیت زرتشت می باشد و به توسط پارسیان به هندوستان برده شده بر جا مانده است و چنین به نظر می آید كه آنچه را از متن های پهلوی و ادبیات قبل از اسلام كه در ایرن باقی بوده به وسایل دقیق محو و نابود كرده باشند .
ایرا نیان كه به كیش زرتشتی وفادار مانده بودند، چون در اقلیت بودند،تا آن جا كه عقیدۀ هم دینان خود را تقویت بكنند،از دین خود دفاع می نمودند و در ضمن،به ادیان یهود و مسیح و مانی حمله می كرده اند. اما راجع به دین رسمی،یعنی اسلام،پیداست كه ناچار بودند رویۀ محتاطی پیش گرفته،فقط به اشارت مبهمی اكتفا نمایند.كتابی كه از آن گفتگو می كنیم :شكند ویمانیك ویچارنام دارد كه آن را گزارش گمان شكنی یا شرح رفع شبهه می توتن ترجمه كرد. این كتاب را بیش از هزار سال قبل مدان فرخ پسر اور مزدداد به زبان پهلوی تألیف كرده است و بعد توسط دانشمند زرتشتی دیگر موسوم به نریسونگ به زبان سانسكریت ترجمه وبه پازند گردانیده شده است. موضوع آن مانند سایر كتب پهلوی كه به دست زرتشتیلن حفظ شده،عبارت است از دفاع از مذهب زرتشت كه ضمناً در آن به ملل ونحل دیگر سخت حمله شده است. این كتاب را دكتروستدر سال 1885به انگلیسی ترجمه نموده و سپس در سال 1887 میلادی متن پازند را با تصحیحات و فرهنگ به چاپ رسانیده است. دلایلی كه مؤلف برای اثبات وجود ایزد و اهریمن و ضدیت آنان و همچنین اثبات حقانیت و برتری دین زرتشت می آورد،البته به جای خود شایان توجه و مطالعۀ دقیق می باشد،ولی به طوری كه خود مألف اعتراف می كند،اغلب این دلایل را از كتب دینی پهلوی گرفته است،چنان كه در كتاب دینكرد دادِستان دینی،نظیر دلایلی كه نگارنده آورده،آماده است. مؤلف بیشتر سعی دارد كه در مسایل دینی و نفی و اثبات قضایا جز به ادلّۀ عقلی توسل نجوید.این نكته از لحاظ شناختن روش استدلال و منطق ایرانیان كه سپس در اثبات احكام دین از طرف متكلمین اسلامی اخذ و اقباس شده است در خور ملاحضه می باشد و نیز از مزایای این كتاب این است كه مؤلف،چنامكه خود در مقدمه گفته است،در همه ادیان و مذاهب و آرا و عقاید زمان خود جست و جو و تتبع نموده و پیوسته در مباحثات دینی آن زمان شركت كرده بوده است......شكی نیست كه این كتاب بعد از فتح ایران به دست اعراب نوشته شده،مخصوصاً ازمطالب باب یازدهم این معنی تأیید می شود. هر چند ،چنان كه معمول همۀ نویسندگان پهلوی است،نان اسلام را نمی آورد و به طور خیلی محتاط به آن اشاره می كند،ولی به اندازۀ كافی از اشارات مبهمی كه مؤلف به قرآن می نماید،مخصوصاً راجع به «سقوط ابلیس» كه اشاره مستقیم به قرآن است شكی نیست......هر چند زمان كتابت این نسخه را می شود تخمین زد،ولی تعیین تاریخ حقیقی آن به خوبی میسر نمی شود. از طرف دیگر نام بعضی از شارحین و آثار آن ها كه نگارنده آورده است،ما را در این تفحص راهنمایی می توان كرد.....از
خلاصۀ فصول شكند گمانی ویچارچنین برمی آید كه كتابی است در مباحثۀ مذهبی،و مؤلف پس از دفاع از دین زرتشت و طرح دلایلی دراثبات ثنویت این كه خیر و شر را در عالم هر یك منشایی جداگانه است، ناگهان متوجه عقاید و مذاهبی می گردد كه در آن زمان وجود داشته و در اطراف آن ها بحث می شده است؛ ازجمله منكران وجود خدا،دهریان،سوفسطاییان ،معتزله،یهود،عیسوی و مانوی.

زند و هومن یسین(بهمن یشت)
«....در تعقیب این پیشامدها،دادگاهی تشكیل خواهد یافت كه به حساب هر كسی رسیدگی شود. روی هم رفته یك نوع درام اخلاقی است كه در آن انسان فقط تماشاچی نیست بلكه بازیگری می باشد كه فوق العاده علاقه مند است وشدیداً حس می كند كه وظیفه ای را بر عهده دار می باشد...
كسی كه وظایف دینی خود را به طور رضایت بخشی انجام داده،می تواند بدون بیم و هراس آزادانه در درامی كه فاقد مزایای زیبایی پرستی نیست شركت بكند.»
كتابی كه زندوهومن یسن یا معمولاً بهمن یشت خوانده می شود،شامل یك رشته حوادثی است راجع به آیندۀ ملت و دین ایران كه اورمزد وقوع آن ها را به زرتشت پسش گویی می كند.
این پیشامدها هر كدام در موقع مشخصی اتفاق می افتد،دورۀ ما قبل آخر كه هنگام تاخت و تاز (دیوان ژولیده موی از تخمۀ خشم)و اهریمن نژادان چرمین كمر است،قسمت عمده متن كتاب را تشكیل می دهد.در این دوره زنگیان و آوارگان و فرومایگان،سرزمیت ایران را فراگرفته همه چیز را می سوزاند می آلایند و تباه می كنند تا آنجا كه روستای بزرگ به شهر و شهر بزرگ به ده و ده بزرگ به دودمانی بزرگ چیزی جز مشتی استخوان باز نمی ماند.
این تغییرات نه تنها بر مردمان بلكه به جانوران و رستنی ها و عناصر طبیعت نیز طاری می گردد. در زمین و آسمان نشانه هایی نظیر پاره ای از نشانه های كه در تورات و انجیل نیز آمده است،پیدا می آید. در خورشیدلكه هایی ظاهر می شود .شیوع جنایات بایری زمین فساد جسمانی و روحانی مردم از علامات این دوره است.افسار دیو خشم گسیخته می شود و به همه چیز لطمه می آورد. احكام و مراعات دین دگر مراعات نمی شود. بادهای گرم و سرد می وزدفولی باران نمی بارد،این احوال همواره سختر و تاریكتر می شود و اهریمن پیروزمندی خود را به آواز بلند اعلام می دارد. اما ناگهان در امید باز می شود و كتاب با لحن خوش بین تری به پایان می رسد....
چون در این كتاب به دقت نظر شود،دیده خواهد شد كه مندرجات منتخبات یا دستچینی از نسك های (فصل ها) گوناگونی است كه بعد ها در آن تصرفات زیادی شده و هر تفسیر كننده ای این متن را به سلیقۀ و یا وقایع زمان خود تطبیق داده و تعبیر كرده است،به حدی كه در ربط مطالب اولی و وحدت اصل كتاب خلل های واردآمده است. این آشفتگی در نسخه های پازند و فارسی بهمن یشت به مراتب بیش تر دیده می شود.
و اما راجع به تاریخ این كتاب،چیزی كه محقق است نسخه گپنهاك آن در حدود 550 سال قبل نوشته شده و ار آنجا كه افتادگی (حذف) و اشتباهات زیادی در آن دیده می شود ، بدیهی است كه نسخه اصلی نبوده و از روی نسخه قدیمی تر رو نوشت شده است و هر رو نویس كننده ای كم و بیش در آن دخل و تصرف كرده است، راجع به پیشگویی ها نیز رو نویس كنندگان،همین آزادی را به خود اجازه داده اند. این مقالۀ چهار دوره ستودگر در زندوهومن یسن با پیشگویی همین دوره در دینكرد كه با یكدیگر متفاوت هستند آشكار می گردد.
نكته جالب توجه این است كه گرد آورندۀ این دست چین از پادشاهان ساسانی بعد از خسرو اول(انوشیروان)اسمی به میان نمی آورد.در این صورت نباید اشاره به حمله مغول و عرب بكند. فقط به طور اتفاق اشاره به اعراب می نماید. از مطالب بالا چنین نتیجه می شود كه اصل یا شرح و هومن یسن در اواخر دوره پادشاهی خسرو اول یا كمی بعد از او از اوستا ترجمه شده است. زیرا از پادشاهان بعد ساسانی اسم نمی برد. گویا منتخبات فعلی خیلی بعد از حمله اعراب به دست نویسنده ای گرد آوری شده كه شرح تاخت و تاز وغارتگری آن ها را به طور مبهمی با هجوم سركردگان تورانی مخلوط می كند. احتمال می رود كه گرد آورنده در زمان چنگیز خان می زیسته. در این صورت،نسخه فعلی باید 150 یال بل نسخه اصلی اختلاف زمان داشته باشد. اما به نظر نمی آید كه از روی نسخه اصلی رونویس شده باشد.چون برای پرورانیدن دورۀ(آهن آلوده)زمان فرمانروایی تركان موضوع شرح و بست مفصل تری به دست استنساخ كننده داده است.قسمت های زندوهومن یسن كه از اوستا گرفته شده . از منابع خیلی قدیمی تر بوده كه مربوط به زمان اولین پادشاهان ساساتی می شود و بی شك با منتخبات كنونی فرق داشته استت.
باری نظریات بالا از اشتباه سنوات،مخصوصاً از اشتباهات تاریخی راجع به دورۀ فرمانروایی مهاجمین و تولد هوشیدر تأیید می شود. زرتشتیان امكان تولد هوشیدر را در آخرین دورۀ سه حواری خود دارند، زولی مانند یهودیان مفسرین وشارحین پیوسته ظهور این وقایع را به تعویق می اندازند و هنوز چشم به راه هستند.اما از روی سنواتی كه در زندوهومن یسن آورده شده،چندین بار است كه ایه هزاره ها به سر رفته است.
در این اصل زندوهومن یسن خیلی مختصر تر مانند ادبیات اوستایی افسانه آمیز بوده و مخصوصاً قسمت شكوه و ناله راجع به دورۀ(آهن آلوده)در آن وجود نداشته،شكی نیست. زیرا موقع اقتدار و تسلط دین زرتشت نسبت به آینده آن آنقدر اظهار بدبینی نمی شده.طبیعی است كه قسمت عمده این ادبیات در زمان پایمال شدن دین زرتشت افزوده شده است و ضمناً اشارات سربسته ای از حملۀ مغول در بر دارد.
لیكن جنگ دو قوۀ متضاد خیر و شر و پیروزی روشنایی و خوبی بر تاریكی و بدی در آخر دنیا مربوط به اساس دین زرتشت است و به همین مناسبت ،اعتقاد به دو اصل متضاد دستاویز مخالفین و اسباب تمسخر و حملۀ سایر مذاهب به دین زرتشتی گردیده است. وجود شخصی كه در آخر دنیا باید خروج كرده ،قو. شر و بدی را ریشه كن كند و بر ژان فایق گردد.نتیجه منطقی است كه از این اعتقاد ناشی می شود.

گجسته ابالیس
رسالۀ پهلوی گجیسته ابالیس شامل شرح مباحثۀ ابالیس با موبد زرتشتی آذر فرنبغ پسر فرخ زاد می باشد. این جلسه در حضور خلیفۀ مأمون و قافی بزرگ و علمای یهودی،عیسوی و مسلمان تشكیل شده است. ابله كه زرتشتی زندیقی بوده،هفت ایراد به طور سوال راجع به دین زرتشت می نماید و آذر فرنبغ به طرز درخشانی او را مجاب می كند،به طوزی كه باعث مسرت خلیفه شده،اباله شرمسار و سرافكنده از دربار مأمون رانده می شود...
تاریخ این مباحثه را می توان در حدود (198-218هجری)یعنی از زمان خلافت تا مرگ مأمون قرار داد. شاید بتوانیم این تاریخ را در سال 202 هجری فرض بكنیم.یعنی زمانی كه خلیفه پس از مرگ وزیر خود،فضل بن سهل، هنگام فراغت خود را بیشتر یه مباحثات فلسفی و الهی صرف می كرده،چون تا این تاریخ به واسطه اغتشاشات داخلی مملكت،مجال چنین مشغولیاتی را نداشته است.مأمون به علت نسبت و آزش با ایرانیان خود را مشوق و مروج علوم و صنایع نشان می دهد. در زمان اوست كه فرقۀ معتزله بر ضد تسنن عرب ایجاد گردید،فقها و علمای بزرگ عیسوس و یهودی و زرتشتی در دربار او وجود داشته و در حضور او مباحثات دینی و الهی مطرح می شده است...
اگر چه طبیعتاً ضبط صورت مجلس كامل مذاكرات غیر ممكن بوده،شاید قسمتس از آن كه مستقیماً مربوط به مسابل دینی زرتشتیان می شده،به صورت این رساله به زبان پهلوی جمع آوری گردیده است. از مسایل بالا بدست می آید كه تقریباً شكی در حقیقت تاریخی این مباحثه وجود ندارد و نمی توان گفت كه رساله جعلی است و زرتشتیان آن زمان آن را برای استحكام عقیدۀ هم كیشان خود نوشته اند.در ادبیات زرتشتی و ایرانی گویا یك رشته از این قبیل رسالت وجود داشته است.

آمدن شاه بهرام ورجاوند
این قطعۀ پهلوی از كتاب متون پهلوی گردآوردۀ جاماسب اسانه،بمبئی1897(ص 1-160)است كه آقای (بایلی)آن را در كتاب اخیر خود به نام(Zoroastrian problems) نقل كرده اند و موضوع آن مربوط به آرزوی دیرین زرتشتیان راجع به ظهور بخرام ورجاوند می باشد كه در كتاب های دینی زرتشتی،مكرر اشاره شده است.

گزیدۀزراتشت نامه
زراتشت نامه تألیف بهرام بن پژدو،در سنۀ 647 یزدگردی مطابق با 1278 میلادی نوشته شده است.نویسنده پس از شرح احوال زرتشت،در آخر كتاب ناگهان پیش گویی های زرتشت را چنان كه در بهمن یشت آمده است،ضمیمه می كند.این منظومه در (چهارمین نظر)كتاب دبستان المذاهب با چندین نسخۀ خطی مقابله و با ترجمۀ فرانسه و یادداشت های گرانبهایی در شهر پطرزبورگ به چاپ رسانیده است. در اینجا قسمت پیش گویی زرتشت كه گویا همان متن بهمن یشت می باشد،نقل می گردد.

گزیدۀزراتشت نامه
زراتشت نامه تألیف بهرام بن پژدو،در سنۀ 647 یزدگردی مطابق با 1278 میلادی نوشته شده است.نویسنده پس از شرح احوال زرتشت،در آخر كتاب ناگهان پیش گویی های زرتشت را چنان كه در بهمن یشت آمده است،ضمیمه می كند.این منظومه در (چهارمین نظر)كتاب دبستان المذاهب با چندین نسخۀ خطی مقابله و با ترجمۀ فرانسه و یادداشت های گرانبهایی در شهر پطرزبورگ به چاپ رسانیده است. در اینجا قسمت پیش گویی زرتشت كه گویا همان متن بهمن یشت می باشد،نقل می گردد.

جاماسب نامه
یادگار جاماسب یا جاماسب نامه كه نسخ متعددی از آن به فارسی و پازند و پهلوی وجود دارد، كتابی است كه در آن گشتاسب شاه پرسش هایی راجع به مسایل گوناگون دینی و تاریخی و جغرافیایی و غیره از جاماسب می كند و او پاسخ می دهد.قسمت آخر آن مربوط به موعود زرتشتی است و نویسنده در آن پیشامدهایی را هنگام ظهور هوشیدر ماه و سوشیانس رخ خواهد داد.شرح می دهد و پیش گویی های زرتشت را راجع به سرنوشت آیندۀ ایران از زبان جاماسب نقل می كند. دو باب آخر كتاب،كه مربوط به پیشگو یی های نام برده است و خود موضوع جداگانه ای را تشكیل می دهد،به فارسی گردانیده شده است.جامع ترین كتابی كه در این موضوع به زبان پهلوی وجود دارد،زندوهومن یسن یا بهمن یشت می باشد كه اینجانب آن را از
روی متن كامل ترین و صحیح ترین متنی كه آقای بهرام گور انكلسریا فراهم كرده است. با اسناد و یادداشت های مربوط به آن به فارسی گردانیده ام.این قسمت از یادداشت جاماسب كه مربوط به همان موضوع می شود،یكی از اسناد آن كتاب به شمار می آید و به همین مناسبت. در این قسمت اشاره به بعضی پیشامدها شده و یا اسمی خاصی ذكر گردیده كه چون در متن زندوهومن یسن مفصلاً توضیح داده شده، از تكرار آن توضیحات چشم پوشیدیم.
بهترین تحقیقاتی كه دربارۀ یادگار جاماسب پهلوی شده توسط جیوانجی جمشید جی مدی(1903) و دكتر وست(WEST) و بنونیست (Beneveniste) (1932) و بالاخره دكتر بیلی(Dr.Bailey)انجام گرفته است،ولی كاملترین و دقیق ترین متنی كه اخیراً با تحقیقات و فرهنگ به زبان ایتالیایی ترجمه شده،متن ج،مسینا(1939)می باشد كه مأخذ قطعۀ فوق است. ارز آنجایی كه قطعۀ نام برده تحت لفظ فارسی امروزه گردانیده شده،از نقل متن پهلوی صرف نظر شده و خواننده را برای اطلاعات بیش تر به مراجعۀ اصل كتاب توصیه می نماییم.
شهرستان های ایران
شهرستان های ایرانشهر رساله ای جغرافیایی است كه شامل اسم و شرح احداث عده ای از شهرهای بزرگ به توسط شاهزادگان و پادشاهان ایرانی می باشد،ولی تقریباً 54 شهر بزرگ در آن از قلم افتاده است. این متن صورت یادداشت را دارد و مانند اغلب متن های پهلوی گردآورندۀ آن گمنام می باشد....
این رساله از لحاظ جغرافیایی و مطالعۀ افسانه های ایرانی قابل توجه است.
كارنامه اردشیر پاپكان
كارنامه اردشیر پاپكتن بازماندۀ یكی از كهن ترین متن های پهلوی است كه پس از تاراج كتاب های پیش از اسلام هنوز در دست مانده است.البته هر كس با شاهنامۀ فردوسی سرو كار داشته، كم و بیش از موضوع این كتاب آگاه است. داستان مزبور بك تكۀ ادبی شیرین و دل چسبی است كه حكایت از دوره پادشاهی گیرودار اردشیر می نماید و با زبان ادبی ساده و گیرنده ای به رشته نگارش در آمده كه تا كنون نظیر آن در ادبیات فارسی دیده نشده است.
بر خلاف كلیه افسانه ها و حكایاتی كه راجع به اشخاص سرشناس تاریخی نوشته شده،كه دور سر آنها هال. تقدس گذاشته و جامۀ زهد و تقوی به آنها پوشانیده اند.به طوری كه از جزئیات زندگی آنها پند و اندرز و سرمشق زندگی برای مردمان مردمی استخراج كرده اند(مانند اسكندر نامه و غیره)،نویسندۀ این داستان با نظرحقیقت بین و موشكافی استادانه ای پهلوانان خود را با احساسات و سستی های انسانی بدون شاخ و برگ برای ما شرح می دهد.و پیش آمدها به قدری طبیعی است كه خواننده به سختی شك و تردید به خود راه می دهد؛همان طوری كه امروز نیز نویسندگان زبر دست اروپا همین رویه را در شرح زندگی اشخاص معروف دنبال می كند.
موضوع خارق العاده برای مردمان امروزه یكی(فره ایزدی)است كه مانند روح القدس به شكل بره به اردشیر می رسد و در مواقع باریك از او پشتیبانی می كند . دیگر در آمدن آذر فرنبغ به صورت خروس،برای اینكه مانع از مسموم شدن اردشیر بشود و نیز(كرم هفتواد)كه ظاهراً صفات اژدها را دارد.تا اندازه ای اغراق آمیز به نظر می آید.البته همۀ آنها مربوط به اعتقادات عامیانۀ آن زمان و دین زرتشتی می باشد.