لحضه ها شتابی یکنواخت به سوی مرگ و نیستی دارند که در آن نه عجله ای است نه لنگی .در مسیر گذران لحضه هاست که موجودات متولد می شوند رشد می کنند زندگی را می گذرانند و در جایی از گذران لحظه ها می میرند.گرچه برای هر موجودی لحظه آغاز و انجام وجود دارد اما برای لحظه ها آغازی وجود ندارد و انجام نیز ناپایدارنامفهواست.
در این قسمت تلاش خواهم كرد تا در اوربیتالی از این جهان پهناور به اندازه تك الكترونی از زحمات آقای جهانگیر هدایت قدر دانی كنم و از مرده پرستی كه خصلت ایرانیان شده دوری گزینم .و بخشی از زحمات و همینطور دیدارهای خود با ایشان را در وب لاگ قرار دهم .
جهانگیر خان هدایت در اولین دیدارشان با من با صبری زیاد و رویی باز به سؤال های
من كه بی شك همگی آنها برایش تكراری بود و بارها جواب آنها را به دیگران گفته
بود پاسخ می داد ولی چیزی كه این گفتگو را جالب كرد نظر ایشان راجب خودكشی
عمویش صادق هدایت بود كه برای من نوشتند.

بی شک چیزی که از این نوشته بر می آید :
the wrong man
in the wrong place
at the wrong time
این باشد كه صادق هدایت در زمان و مكانی زندگی میكرد كه فكرش جلوتر و فراتر از آنها و اطرافش بوده است.